تبليغاتX
مشق سکوت

خداحافظ ای همنشین همیشه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
تو تنها نمی مانی ای مانده بی من
تو را میسپارم به دل های خسته

تو را میسپارم به مینا ی مهتاب
تو را میسپارم به دامان دریا
اگر شب نشینم اگر شب شکسته
تو را میسپارم به رویای فردا

.............

......

...

 

+ نوشته شده در 88/08/21ساعت 9:58 توسط سکوت |

 

طلوع شعر من

از مشرق چشمان تو

-گرچه گاهی باشد-

زیباست

چون سپیده دم

که آفتاب

سر به شانه ی افق می گذارد

آنگاه

ایمان می آورم

که خورشید

در نگاه تو لانه کرده است

+ نوشته شده در 87/10/21ساعت 10:23 توسط سکوت |

سکوتم را مشق می کنم
اشکی می شود
سوزان و ساکت
که از گوشه ی چشمی تنها
درد خویش را
در خلوتی محزون
با دلم قسمت می کند